مدار یک مسیر است. مدار راهی است که در آن یک چیز در اطراف یک جسم در فضا می گردد. ماه در مداری اطراف زمین می گردد. ما همین حالا در یک مداریم! دلیلش این است که زمین در یک مدار در اطراف خورشید می چرخد. ایستگاه فضایی بین المللی هم در مداری به دور زمین می گردد. هر شیء موجود در یک مدار ماهواره نامیده می شود. ماهواره می تواند طبیعی باشد مانند ماه. ماهواره می تواند ساخته دست بشر باشد مثل ایستگاه فضایی. زمین هم یک ماهواره طبیعی خورشید است.
یستگاه فضایی بین المللی هر 90 دقیقه یک بار در مداری به دور زمین می گردد
سیارات، ستاره های دنباله دار، سیارک ها و دیگر اشیاء در مدارهایی به دور خورشید می گردند. سیارات بسیاری نیز دارای ماه هستند. این ماه ها در مدارهایی در اطراف سیاره هایشان می گردند.
مدار چه شکلی است؟
مدار یک مسیر منحنی مثل دایره یا بیضی است. مدار یک ستاره دنباله دار بسیار طولانی و باریک است. گاهی اوقات ستاره دنباله دار به خورشید نزدیک است و به سرعت حرکت می کند اما بیشتر اوقات دور از خورشید است و به آهستگی حرکت می کند. مدار ماه تقریباً دایره ای شکل است.
چگونه اجسام در مدار باقی می مانند؟
یک جسم در حال حرکت به حرکت خود ادامه خواهد داد مگر این که چیزی آن را بکشد یا هل دهد. این قانون اول حرکت نیوتن نامیده می شود. بدون نیروی جاذبه (گرانش)، ماهواره به به فضا پرواز می کند. با گرانش یک ماهواره به طور مداوم به عقب و سمت زمین کشیده می شود. این کش و واکش ماهواره را در مدار نگه می دارد.
اشیایی که در ارتفاعات مختلف قرار دارند با سرعت های متفاوتی در مدار حرکت می کنند. ایستگاه فضایی در فاصله حدود 200 مایلی (322 کیلومتری) بالای زمین است. در آن ارتفاع، ایستگاه باید با سرعت حدود 17500 مایل (28160 کیلومتر) در ساعت حرکت کند. ایستگاه فضایی در مدت حدود 90 دقیقه به دور زمین می گردد. ماه بسیار بالاتر است و حدود 250000 مایل (402000 کیلومتر) از زمین فاصله دارد. تقریباً 28 روز طول می کشد تا ماه در مدارش به دور زمین بگردد. به عبارتی حدود 2200 مایل (حدود 3540 کیلومتر) در ساعت را می پیماید. یک سال هم طول می کشد تا زمین به دور خورشید بگردد. پلوتون در مدت حدود 248 سال زمینی طول می کشد تا به دور خورشید بگردد.
- در یک وبلاگ با مخاطب کم، اجباری به بهروز کردن همیشگی نیست، شما متعهد نمیشوید و میتوانید هفته یا حتی ماهی یک مطلب داشته باشید و هر وقت «نوشتنتان گرفت»، به میزان بیشتری بنویسید.
۲- در یک وبلاگ کوچک، میزان انتظار از شما پایینتر است، دلیلی وجود ندارد که هنگام نوشتن یک پست به همه جوانب امر فکر کنید، مثلا هیچ نیازی نیست که از خودتان بپرسید، نکند خواننده از من بپرسد که هدف از نوشتن این پست چه بوده است.
۳- در یک وبلاگ کوچک، بیشتر در پی تسلی روحی و برآوردن خواهشهای روانی خودتان هستید تا برآورد برآیند سلایق خوانندگان و بعد نوشتن مطابق این ارزیابی.
۴- مدیریت یک وبلاگ کوچک، وقت کمتری میبرد و هزینه کمی بابت میزبانی و یا طراحی پوسته میپردازید. شما لازم نیست بابت مدیریت آگهیها وقت بگذارید و وقتتان را صرف کارهایی کنید که دوست ندارید.
۵- وبلاگ کوچکتان میتواند ناشناخته باقی بماند و بنابراین هراسی از خوانده شدنش توسط نزدیکان و همکاران ندارید. شاید برایتان عجیب باشد، اما بسیاری از وبلاگنویسها حتی آنهایی که مطالبشان «اگر و امایی» هم ندارد، دوست ندارند در محیط آفلاین کسی آنها را به خاطر وبلاگشان یاد کند و نه شخصیت آفلاین آنها!
۶- در یک وبلاگ کوچک، میشود بیشتر روزانهنویسی کرد. مثلا در یک وبلاگ کوچک میشود، به راحتی در مورد خاطرات دوران طبابت نوشت. اما مثلا تصور کنید که من بیایم و مرتب در مورد مریضهای جالبی که داشتهام بنویسم، این کار برخلاف انتظار شما، خالی از مشکل نیست،مثلا ممکن است:
- متهم به بیخیال بودن و یا تفریح کردن با آلام خلق شوم.
- این شائبه پیش بیاید که مثلا با عنوان کردن مشکلات صنفی، اهداف خاصی دارم!
- متهم شوم که حریم خصوصی بیماران با نقل خاطرات نقض میکنم.
- متهم شوم که از بیماری مردم برای افزایش هیت استفاده میکنم و …
حالا ممکن است یکی حرفهاش چیز دیگری باشد، مثلا پرستار، قاضی، ورزشکار معروف یا از اهالی شناخته شده رسانه باشد، در هر صورت روزانهنویسی او به سادگی روزانهنویسی یک بلاگر ناشناس نخواهد بود.

۷- در یک وبلاگ کوچک میتوان بیشتر به صورت شخصی اظهار نظر کرد، اما در یک وبلاگ بزرگ باید همه جوانب را تحتنظر داشته باشی و مواظب باشی یک طرفه به قاضی نروی و سیاه و سفید نبینی و به همه مخاطبان فکر کنی. مثلا اگر از یک ورزشکار یا بازیگر سینما متنفر باشی، در یک وبلاگ کوچک میتوانی دستش بیندازی، اما در یک وبلاگ بزرگتر باید او از چند زاویه بررسی شود.
۸- در یک وبلاگ کوچک میتوان صمیمانهتر نوشت و بیشتر با خوانندگان گرم گرفت و کامنتهایی حتی بیشتر و تسلیبخشتر از یک وبلاگ بزرگ داشت.
۹- یک وبلاگ کوچک، وقت آزاد بیشتری برای شما میگذارد که در آن میتوانید فیلم ببینید، ورزش کنید و بیشتر کتاب بخوانید.
۱۰- برد رسانهای کمتر و داشتن مخاطب کمتر، باعث میشود کمتر محافظهکار باشید و بتوانید گاه و بیگاه هر چه دل تنگتان خواست، بگویید!
پس اگر وبلاگی دارید که تنها چندده نفردر روز بازدیدکننده دارد، اما با همین عده ارتباط صمیمانهای دارید، اگر حس میکنید مطالبتان توسط همین عده خوب خوانده میشود، اصلا فکر نکنید که لطف کار با بیشتر شدن مخاطبتان بیشتر خواهد شد، ممکن است به صورت متناقض، بزرگتر شدن وبلاگتان، میزان لذتی را که از نوشتن میبرید، کاهش دهد.
به وبلاگ کوچتان افتخار کنید، درست است که شاید نتوانید با آن مشهور شوید، اما شما جریان سیال فکریتان که نیازی به ویرایش آن هم نیست، در این وبلاگ کوچک دارید.
سعی کنید در همین وبلاگ کوچک خودتان باشید، با وجود همین مخاطب اندک بنجلفروشی نکنید و به موقعش خوب، سنجیده و پیراسته بنویسید.
وبلاگستان فارسی تنها از ده – بیست وبلاگ بزرگ ساخته نشده، بلکه آمیزهای از هزاران وبلاگ کوچک است که اگر هر یک از آنها بتوانند در ماه فقط یک مطلب خوب بنویسند، میتوانند همه چیز را تغییر بدهند.
پنج دلیلی که نشان میدهد یا باید چیزی را قبول نکنیم، و یا باید به قولمان عمل کنیم:
کمال
برای من، انجام دادن آنچه که حرفش را میزنم، به معنی کمال و بینقصیام است. زمانی که بر سر حرفم نمیایستم، احساسی بدی دارم. حرف من برای خودم ارزش دارد و من آن را سبک نمیگیرم. اما اگر شما حرفی میزنید یا قولی میدهید که برایتان ارزشی ندارد، باید علت را پیدا کنید.
اعتماد و اطمینان
من به افرادی که بر روی حرفشان نمیمانند اعتماد نمیکنم. اگر کسی چندین بار زیر حرفش بزند، آن موقع است که من میدانم فرد مورد نظر قابل اعتماد نیست. پس من علاقهام را نسبت به اینگونه افراد از دست میدهم و حاضر نیستم وقتم را با آنها تلف کنم. در حالی که این موضوع ناراحت کننده است، به خودم قبولاندهام که آنها نمیتوانند بر روی حرفی که میزنند بایستاند و آن را همانگونه که باید و شاید انجام دهند.
احترام به عهد
من دیگر برای افرادی که برای حرف خود ارزش قائل نیستند، احترامی قائل نمیشوم. زمانیکه افراد به من میگویند کاری را انجام میدهند و از انجام آن سرباز میزنند، احساس بدی نسبت به آنها در درونم به وجود میآید. در ابتدای مسیر من به آنها یک راه گریز میدهم و فرض را بر این میگذارم که ممکن است مشکلی مانع از انجام کار توسط آنها شده است. اما در صورتی که وی کارش را بارها و بارها تکرار کند، من دیگر اعتمادم را به وی از دست خواهم داد و دیگر احترامی برای او قائل نمیشوم.
در صورتی که میخواهید دیگران به شما احترام بگذارند، زمانی بله بگویید که واقعا منظورتان بله است و زمانی نه بگویید که واقعا مظورتان نه باشد. مراقب باشید که ترس شما از تحت کنترل بودن و یا ناراحت شدن فرد مقابل بر روی اعتماد دیگران بر روی شما تاثیر بگذارد.
احترام به نفس
ما نمیتوانیم زمانیکه دیگران را ناراحت میکنیم، احساس با ارزش بودن داشته باشیم. افرادی که حرف خود را انکار میکنند، ارزشی برای خود قائل نمیشوند و نمیتوانند بینقص رفتار کنند. آیا احساس تحت کنترل بودن بیشتر از ارزش شخصی خودتان ارزش دارد؟ آیا زمانیکه نمیتوانید به قولتان وفادار بمانید، شوخی میکنید که میتوانید ارزش خودتان را نگه دارید؟ احترام به نفس، نتیجه رفتار محترمانه با خود و دیگران است.
قدرت شخصی
قدرت شخصی نتیجه رفتار کردن در راههایی است که ما به آنها ارزش و بها میدهیم. در واقع مصداق اصطلاحی است که مرد سرش را از دست میدهد و اما زیر حرفش نمیزند. این اصطلاح ناشی از قدرت شخصی فرد میشود و نشان میدهد که فردی حاضر است تا سرحد مرگ پیش برود و اما درستی و تمامیتش را از دست ندهد. سعی کنید با خودتان برای نگهداری حرفتان صادق باشید و تا زمانیکه نمیتوانید سر حرفی بمانید، قولش را ندهید.منبع:ایرانسان
گاهی اوقات تصاویر بسیار زیبایی را می بینیم که به شکل بسیار خلاقانه ای تهیه شده اند . گاهی اوقات ترکیبی از چند چیز می تواند بسیار زیبا و حیرت انگیز باشد . در این مطلب نیز ما ۱۵ تصویر خلاقانه از دستکاری مواد غذایی را به شما نشان خواهیم داد.
