| الف: اشتیاق برای رسیدن به نهایت آرزوها ب: بخشش برای تجلی روح و صیقل جسم پ: پویاپی برای پیوستن به خروش حیات ت: تدبیر برای دیدن افق فرداها ث: ثبات برای ایستادن در برابر باز دارنده ها ج: جسارت برای ادامه زیستن چ: چاره اندیشی برای گریز از گرداب اشتباه ح: حق شناسی برای تزکیه نفس خ: خودداری برای تمرین استقامت د: دور اندیشی برای تحول تاریخ ذ: ذکر گوپی برای اخلاص عمل ر: رضایت مندی برای احساس شعف ز: زیرکی برای مغتنم شمردن دم ها ژ: ژرف بینی برای شکافتن عمق دردها س: سخاوت برای گشایش کارها ش: شایستگی برای لبریز شدن در اوج ص: صداقت برای بقای دوستی ض: ضمانت برای پایبندی به عهد ط: طاقت برای تحمل شکست ظ: ظرافت برای دیدن حقیقت پوشیده در صدف ع: عطوفت برای غنچه نشکفته باورها غ: غیرت برای بقای انسانیت ف: فداکاری برای قلب های دردمند ق: قدر شناسی برای گفتن ناگفته های دل ک: کرامت برای نگاهی از سر عشق گ: گذشت برای پالایش احساس ل: لیاقت برای تحقق امیدها م: محبت برای نگاه معصوم یک کودک ن: نکته بینی برای دیدن نادیده ها و: واقع گرایی برای دستیابی به کنه هستی ه: هدفمندی برای تبلور خواسته ها ی: یکرنگی برای گریز از تجربه دردهای مشترک |
منبع:پرشین استار
پروفسور حسابی؛ ملقب به پدر فیزیک ایران بعد از ملاقاتی که با انیشتین داشتند و پس از آنکه انیشتین به ایشان نوید می دهند که نظریه شما در آینده ای نه چندان دور، علم فیزیک را در جهان متحول خواهد کرد، به پروفسور پیشنهاد می دهد که برای تکمیل نظریه خود در آزمایشگاه مجهز دانشگاه شیکاگو به کار خود ادامه دهد. در ادامه ایمیل خاطره ای بسیار آموزنده از ایشان در دانشگاه شیکاگو نقل شده که هر ایرانی را به فکر وا می دارد. امیدوارم شما دوستان هم فرصت خوندنش رو از دست ندهید ...
دانشگاه شیکاگو بسیار پیشرفته بود. مهم تر از هر چیزی آزمایشگاه های متعدد و معتبر آن بود.
من در لابراتوار بسیار پیشرفته اپتیک، مشغول به کار شدم. در خوابگاه دانشگاه هم اتاق مجهزی برای اقامت، به من داده بودند.
از نظر وسایل رفاهی، مثل اتاق یک هتل بسیار خوب بود. آدم باورش نمی شد، این اتاق در دانشگاه باشد. معلوم بود که همه چیز را، برای دلگرمی محققین و اساتید، فراهم کرده بودند.
نکته خیلی مهم و حائز اهمیت، آزمایشگاه ها و چگونگی تجهیزات آن بود. یک نمونه از آن مربوط به میزی می شد که در آن آزمایشگاه به من داده بودند. این میز کشوی کوچکی داشت.
از روی کنجکاوی آنرا بیرون کشیدم و با کمال تعجب، چشمم به یک دسته چک افتاد. دسته چک را برداشتم و متوجه شدم تمام برگه های آن امضا شده است!
فوراً آنرا نزد پروفسوری که رئیس آزمایشگاه ها و استاد راهنمای خودم بود بردم. چک را به او دادم و گفتم: ببخشید استاد، که بی خبر مزاحم شدم. موضوع بسیار مهمی اتفاق افتاده است. ظاهراً این دسته چک مربوط به پژوهشگر قبلی بوده و در کشوی میز من جا مانده است. و اضافه کردم، مواظب باشید، چون تمام برگ های آن امضا شده است، یک وقت گم نشود.
پروفسور با لبخند تعجب آوری، به من گفت: این دسته چک را دانشگاه برای شما، مانند تمام پژوهشگران دیگر دانشگاه، آماده کرده است، تا اگر در هنگام آزمایش ها به تجهیزاتی نیاز داشتید، بدون معطلی به کمپانی سازنده تجهیزات اطلاع بدهید. آن تجهیزات را، برای شما می آورند و راه می اندازند و بعد فاکتوری به شما می دهند. شما هم مبلغ فاکتور شده را روی چک می نویسید و تحویل کمپانی می دهید. به این ترتیب آزمایش های شما با سرعت بیشتری پیش می روند.
توضیح پروفسور مرا شگفت زده کرد و از ایشان پرسیدم: بسیار خوب، ولی این جا اشکالی وجود دارد، و آن امضای چک های سفید است؛ اگر کسی از این چک سوء استفاده کرد، شما چه خواهید کرد؟با لبخند بسیار آموزنده ای چنین پاسخ داد: "بله، حق با شماست. ولی باید قبول کنید، که درصد پیشرفتی که ما در سال بر اساس این اعتماد به دست می آوریم، قابل مقایسه با خطایی که ممکن است اتفاق بیفتد نیست."
"این نکته، تذکر یک واقعیت بزرگ و آموزنده بود. نکته ای ساده که متاسفانه ما در کشورمان نسبت به آن بی توجه هستیم."
یک روز که در آزمایشگاه مشغول به کار بودم، دیدم همین پروفسور از دور مرا به شکلی غیر معمول، نگاه می کند. وقتی متوجه شد که من از طرز دقت او نسبت به خودم متعجب شده ام، با لبخندی بسیار
جذابی کنارم آمد و گفت: آقای دکتر حسابی، شما تازگی ها چقدر صورتتان شبیه افراد آرزومند شده است؟ آیا به دنبال چیزی می گردید، یا گم گشته خاصی دارید؟
من که از توجه پروفسور تعجب کرده بودم با حالت قدرشناسی گفتم: بله، من مشغول تجربه ی نظریه ی خودم در مورد عبور نور از مجاورت ماده هستم. برای همین، اگر یک فلز با چگالی زیاد، مثل شمش طلا با عیار بالا داشتم، از آزمایش های متعدد، روی فلزهای معمولی خلاص می شدم و نتایج بهتری را در فرصت کمتری به دست می آوردم؛ البته این یک آرزوست.
او به محض شنیدن خواسته ام، گفت: پس چرا به من نمی گویید؟
گفتم آخر خواسته من، چیز عملی نیست. من با شمش آلومینیوم، میله برنز و میله آهنی تجربیاتی داشته ام. ولی نتایج کافی نگرفته ام و می دانم که دستیابی به خواسته ام غیر ممکن است.
پروفسور وقتی حرف های مرا شنید از ته دل خنده ای کرد و اشاره کرد که همراه او بروم.
با پروفسور به اتاق تلفنخانه دانشگاه آمدیم. پروفسور با لبخند و شوق، به خانمی که تلفنچی و کارمند جوان آنجا بود، سفارش شمش طلا داد و خداحافظی کرد و رفت.
من که هنوز باورم نمی شد، فکر می کردم پروفسور قصد شوخی دارد و سربه سرم می گذارد. با نومیدی به تعطیلات آخر هفته رفتم.
در واقع 72 ساعت بعد، یعنی روز دوشنبه که به آزمایشگاه آمدم، دیدم جعبه ای روز میز آزمایشگاه است. یادداشتی هم از طرف همان خانم تلفنچی، روی جعبه قرار داشت که نوشته بود امیدوارم این شمش طلا، به طول 25 سانتی متر و با قطر 5 سانتی متر با عیار بسیار بالایی به میزان 24، که تقاضا کرده اید، نتایج بسیار خوبی برای کار تحقیقی شما بدست دهد.
با ناباوری ولی اشتیاق و امید به آینده ای روشن کارم را شروع کردم. شب و روز مطالعه و آزمایش می کردم تا بهترین نتایج را بدست آورم.
حالا دیگر نظریه ام شکل گرفته بود و مبتنی بر تحقیقات علمی عمیق و گسترده ای شده بود.
بعد از یکسال که آزمایش های بسیار جالبی را با نتایج بسیار ارزشمندی به دست آورده بودم، نزد آن خانم آوردم و شمش طلای خرده شده و تکه تکه را که هزار جور آزمایش روی آن انجام داده بودم را داخل یک
جعبه روی میز خانم تلفنچی گذاشتم.
به محض اینکه چشمش به من افتاد مرا شناخت و با لبخند پر مهر و امیدی، از من پرسید: آیا از تحقیقات خود، نتایج لازم را بدست آوردید؟
فوراً پاسخ دادم: بلی، نتایج بسیار عالی و شایان توجهی، بدست آوردم. به همین دلیل نزد شما آمده ام که شمش را پس بدهم، ولی بسیار نگران هستم. زیرا این شمش، دیگر آن شمش اولی نیست، و در جعبه را باز کردم و شمش تکه تکه شده را به او نشان دادم و پرسیدم حالا باید چه کار کنم؟ چون قسمتی از این شمش را بریده ام، سوهان زده ام و طبیعتاً مقداری از طلاها دور ریخته شده است.
خانم تلفنچی با همان روی خوش لبخند بیشتری زد و به من گفت: اصلاً مهم نیست، نتایج آزمایش شما برای ما مهم است. مسئولیت پس دادن این شمش با من است.
وقتی با قدم های آرام و تفکری ژرف از آنچه گذشته است، به خوابگاه می آمدم، به این مهم رسیدم، که علت ترقی کشورهای توسعه یافته، همین اطمینان خاطر و احترام کارکنان مراکز تحقیقاتی می باشد و بس، یعنی کافیست شما در یک مرکز آموزشی، دانشگاهی و یا تحقیقاتی کار کنید، دیگر فرقی نمی کند که شما تلفنچی باشید یا استاد.
چون تمام مجموعه آن مراکز در کشورهای پیشرفته دارای احترام هستند و بسیار طبیعی است که وقتی دست یک پژوهشگری در امر تحقیقات و یا تمام تجهیزات باز باشد و دارای احترامی شایسته باشد، حاصلی به جز توسعه علمی در پی نخواهد داشت.
منبع: کتاب استاد عشق تالیف ایرج حسابی
"این گامی کوچک برای یک مرد و جهشی بزرگ برای بشریت است." حتما این جمله مشهور نیل آرمسترانگ را هنگام گام نهادن روی کره ماه را در 20 ژولای 1969 به خاطر دارید. حالا اولین انسانی که روی ماه قدم گذاشته همین چند روز پیش در سن ۸۲ سالگی، درگذشته است.
نیل الدن آرمسترانگ (Neil Alden Armstrong) فضانورد آمریکایی (متولد ۵ اوت ۱۹۳۰ در واپاکونتا، اوهایو، آمریکا)، نخستین انسانی است که طی ماموریت آپولو ۱۱ در ۲۰ ژوئیه ۱۹۶۹ (۲۹ تیر ۱۳۴۸) بر کره ماه گام نهاد. وی نخستین انسانی بود که کره زمین را از فضا مشاهده کرد.
نیل آرمسترانگ فضانورد ناسا، خلبان آزمایشکننده، مهندس هوافضا، استاد دانشگاه و خلبان نیروی دریایی ایالات متحده آمریکا بود و در جنگ کره خدمت کرد. او پس از پایان جنگ، به نیروی هوایی ایالات متحده آمریکا راه یافت و بیش از ۹۰۰ پرواز انجام داد. آرمسترانگ فارغ التحصیل دانشگاه پردیو است و تحصیلات خود را در دانشگاه کالیفرنیای جنوبی تکمیل کرده است.
وی قبل از فضانوردی، در نیروی هوایی ایالات متحده آمریکا بود. پس از پایان جنگ، آرمسترانگ به عنوان یک خلبان آزمایش کننده در کمیتهٔ مشورتی ملی هوانوردی و ۹۰۰ پرواز با انواع هواپیما انجام داد.

:: آرمسترانگ در ۲۰ نوامبر ۱۹۵۶ در حالی که او یک خلبان بود، پایگاه نیروی هوایی ادواردز، کالیفرنیا ::
او از دانشگاه پوردو و دانشگاه کالیفرنیای جنوبی فارغ التحصیل شد. آرمسترانگ پس از ترک نیروی دریایی در سال ۱۹۶۲ به ناسا پیوست.

:: نیل آرمسترانگ در کنار ایکس ۱۵ پس از پرواز پژوهشی در سال ۱۹۶۰ ::
اولین پرواز او در ناسا، فرماندهی او در پرواز جمینای ۸ در سال ۱۹۶۶ بود و به معدود شهروندان آمریکایی تبدیل شد که به فضا سفر کرده است.

:: نیل آرمسترانگ در لباس فضایی جمینای 8 ::
او در این ماموریت دو فضاپیمای سرنشین دار را به دیوید اسکات رساند.

:: عکس رسمی نیل آرمسترانگ در ماموریت آپولو ::
دومین و آخرین پرواز فضایی او، پرواز آپولو ۱۱ و فرماندهی ماموریت بود که سرانجام با باز آلدرین در تاریخ ۲۰ ژوئیه ۱۹۶۹ برای اولین بار بر روی کره ماه فرود آمد.

:: موشک ساترن ۵ حامل فضاپیمای آپولو بود ::
:: این عکس در لحظه پرتاب این موشک از دماغه کاناورال در فلوریدا ثبت شده است ::
:: نیل آرمسترانگ بر روی ماه ::
آرمسترانگ و آلدرین بر روی کره ماه گام نهادند و ۲ ساعت و نیم روی ماه کاوش کردند در حالی که مایکل کالینز در گردونهٔ فرماندهی منتظر آن ها بود.

:: فضانوردان آپولو ۱۱ از چپ به راست نیل آرمسترانگ، مایکل کالینز، و باز آلدرین ::
:: این عکس او داخل "ماهنشین آپولو" و زمانی که روی سطح ماه بود توسط باز آلدرین ثبت شده است ::
:: صدها میلیون نفر در سراسر جهان شاهد فرود فضاپیمای آپولو 11 روی ماه بودند ::
:: بازگشت سفینهٔ جمینای ۸ در غرب اقیانوس آرام ::
به آرمسترانگ، آلدرین و کالینز مدال آزادی ریاست جمهوری از ریچارد نیکسون (رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا)، مدال فضایی کنگره از رئیس جمهور جیمی کارتر در سال ۱۹۷۸ و مدال طلای کنگره در سال ۲۰۰۹ اهدا شد. نیل آرمسترانگ در خانه خود در مزرعهای در اوهایو زندگی و در دانشگاه سینسینتی تدریس میکرد.

:: این عکس در دیداری که آرمسترانگ با نمایندگان کنگره آمریکا در سال ۲۰۱۱ میلادی داشت، ثبت شده است ::
نیل آرمسترانگ، در ۲۵ اوت ۲۰۱۲ (4 شهریور 1391) در سن ۸۲ سالگی بر اثر عوارض ناشی از جراحی در بیمارستانی واقع در کلمبوس اوهایوی ایالت متحده آمریکا درگذشت. او چند هفته پیش تحت عمل جراحی قلب قرار گرفته بود.
پیام خانواده آرمسترانگ پس از مرگ او چنین بود : ما تمایلی به قهرمان دانستن نیل نداریم چون او به عنوان خلبان جنگنده نیروی دریایی، خلبان آزمایش کننده و یک فضانورد به ملت خود خدمت کرده است. ما مراسم سوگواری این مرد بسیار خوب را میگیریم، زندگی شگفت انگیز خود را جشن میگیریم و امیدواریم که جوانان در سراسر جهان رویاهای ملت شان را به حقیقت بپیوندند و بتوانند بدون محدودیت و فشار به ملت خود خدمت کنند.
نیل آرمسترانگ، مردی با عقاید بزرگ، اندیشه ای بزرگ و البته گامی بزرگ بود. او یکی از افتخارات کشور ایالت متحده و افتخاری ماندگار برای علم و بشریت بود و همچنان خواهد بود ... روحش شاد و یادش گرامی باد
نسل جدید باتریهای لیتیومی IBM با استفاده از هوا شارژ میشوند
متخصصان بزرگ شرکت IBM موفق شدند نخستین باتری تنفسی جهان را تولید کنند. این باتری قادر است با یک بار شارژ، انرژی لازم برای خودروهای برقی را تا مسافت 500 مایل در خود ذخیره نماید. این باتری سبک وزن و با چگالی بالا بوده و می تواند با استفاده از گازهای موجود در هوا، شارژ شود. اما این باتری عجیب و غریب چگونه کار می کند؟ شرح این ماجرا چندان ساده نیست. بنابراین در ادامه مقاله با ما همراه شوید تا اطلاعات بیشتری از این باتریها کسب کنید. پروژه باتریهای تنفسی IBM با هدف ایجاد باتری های مناسب خودورهای الکتریکی در سال 2009 آغاز به کار کرد.
برای اطلاع از پیچیدگی عملکرد این باتری، به تصویر ابتدای مقاله دقت کنید. باتری لیتیومی-تنفسی IBM پس از جذب اکسیژن هوا آن را با عناصر لیتیوم ترکیب کرده و پروکسید لیتیوم و انرژی الکتریکی می سازد. هر زمانی که این باتری شارژ میشود، اکسیژن از آن خارج می گردد. به همین خاطر است که به آن باتری تنفسی اطلاق می شود.
از آنجا که اکسیژن مورد نیاز این باتری از هوا قابل جذب است، وزن آن نیز سبکتر از سایر باتریهای مشابه میباشد. از سوی دیگر، با وجودی که از دهه 70 میلادی بحث و گفتگو بر سر باتریهای لیتیومی بالا گرفته است، پرواضح است که اکنون با استفاده از گرافین و نانو لولههای کربنی، فن آوری لازم برای ساخت چنین باتریهایی را در اختیار داریم.
علاوه بر این، نباید از یاد ببریم که باتریهای لیتیومی تنفسی در مقایسه با باتری های Li-ion یا Lithium-ion حجم بالاتری از انرژی را در خود ذخیره مینمایند. پس میتوانند جایگزین بهتری برای سوخت های فسیلی به حساب آیند. این باتریها دارای حجم انرژی ماکسیمم معادل 12 کیلو وات بر کیلوگرم هستند که تقریباً 15 برابر باتریهای Lithium-ion انرژی را در خود جای می دهند.
سئوالی که اکنون مطرح است آنکه باتری های لیتیومی-تنفسی می توانند جایگزین بنزین شوند؟ شاید در آینده نزدیک پاسخ مان آری باشد اما اکنون نه خیر!
منبع : زومیت
![]()
ساخت برچسب ارزان قیمت برای انتقال اطلاعات بی سیم
محققین کره ای روش جدید و ارزانی برای انتقال اطلاعات از اشیا به تلفن های همراه ابداع کرده اند. تا به حال اگر می خواستید چنین کاری انجام بدهید باید سراغ استفاده از "کیو آر کد" می رفتید. فناوری ان اف سی نیز مدتی است که از راه رسیده و سر و صدای زیادی به پا کرده اما تا به حال محدودیتی داشته که سبب می شده آنقدرها هم فراگیر نشود: قیمت گران برای برچسب های انتقال اطلاعات.
حالا محققین کره ای حلقه مفقوده را کشف کرده اند. آنها موفق شده اند برچسب های RFID بسازند که چاپ آنها بسیار ارزان تمام می شود و با گیرنده ان اف سی موبایل ارتباط برقرار می کند. در واقع هزینه ساخت هر کدام از این برچسب ها ۱ سنت (یک صدم یک دلار - معادل تقریبا ۲۰ تومان) است.
این برچسب حاوی یک آنتن از نوع Rectenna است که وقتی شما تلفن تان را نزدیک آن می برید، می تواند امواج ارسالی از فرستنده ان اف سی موبایل تان را دریافت و آنها را تبدیل به انرژی الکتریسیته کند. حالا این برچسب می تواند کار انتقال اطلاعات با تلفن را انجام دهد.
جالب تر اینکه این برچسب های نازک و قابل انعطاف هستند و می توان از آنها روی هر چیزی استفاده کرد. از علامت های سطح شهر و پوسترها گرفته تا برچسب قیمت روی لباس و مواد غذایی و ضمنا می توان چند کیلوبایت اطلاعات در آنها ذخیره کرد.
تصورش را بکنید در یک فروشگاه موبایل تان را روی یک ماده غذایی بگیرید تا تمام اطلاعات مربوط به آن ماده شامل کالری، تاریخ مصرف و… ظاهر شود. البته این تازه یک بخش کوچک ماجرا است و کاربردهای بسیار متفاوتی می توان برای این برچسب های کوچک متصور شد.
تیم کره ای ۴ سال را صرف ساخت روش جدید کرده اند تا بتوانند مدلی ارزان قیمت و کاربردی تولید کنند. آنها می گوید مزیت بزرگ تکنیک آنها این است که می توان اطلاعات دیجیتال را با جوهر الکترونیک روی برچسب حک کرد و تمام چیزهایی که برای یک ارتباط بی سیم نیاز دارید در یکجا جمع شده است.
منبع : نارنجی
![]()
Eyering به روشندلان کمک می کند تا اشیا اطراف را بهتر درک کنند
این روزها با تولد اسمارت فون ها و سیستم عامل های دوست داشتنی شان خیل عظیمی از اپلیکیشن ها وارد زندگی کاربران شده که انجام بسیاری از امور ضروری و زمان بر را برای همه آسان کرده است. اما بی شک استفاده از این وسایل برای روشندلان و کسانی که با اختلالات بینایی مواجه هستند به آسانی دیگران نیست. آنها همیشه باید به دنبال ابزار و یا نرم افزار های واسطی باشند تا بتوانند اطلاعات را آن طور که برایشان قابل استفاده است در اختیار داشته باشند.
یک تیم از محققین سنگاپوری با کمک دانشگاه MIT ، یک ابزار پوشیدنی ویژه نابینایان را طراحی کرده اند. این وسیله که EyeRing نام دارد مانند یک انگشتر قابل پوشیدن است و به کمک دوربین اش از اشیا اطراف خود تصاویری را تهیه کرده و آنها را به یک اپلیکیشن اندرویدی ارسال می کند که در آنجا به اطلاعات شنیداری برای کاربر نابینا تبدیل می شوند.
این دستگاه مجهز به یک دوربین VGA کوچک است. یک میکروپروسسور 16 مگا هرتزی AVR فرایند کنترل نرم افزاری این مجموعه را بر عهده دارد. اطلاعات مربوط به تصاویر تهیه شده از این ابزار پوشیدنی به کمک بلوتوث به اسمارت فون کاربر ارسال می شود. همچنین یک باتری لیتیمی قابل شارژ نیز برای این مجموعه در نظر گرفته شده که برای سهولت فرایند شارژ در آن یک پورت مینی USB نیز تعبیه شده است. جالب اینجا است که آنها بدنه گجت جدید شان را هم با یک پرینتر سه بعدی ساخته اند.
تصاویر توسط لنز دوربین تهیه و به اسمارت فون بلوتوث می شوند. در آنجا به کمک الگوریتم اپلیکیشن پردازش می شوند و نتایج در دو فرمت متنی (برای نمایش بر روی صفحه نمایشگر اسمارت فون) و صوتی (برای شنیدن) آماده می شوند. اطلاعات صوتی از طریق هدفونی که در گوش کاربر است به او اطلاع داده می شود. این سیستم در حال حاضر قادر به تشخیص و پردازش اطلاعاتی پیرامون برچسب قیمت ها، واحد پول، رنگ ها و... است.
پروژه EyeRing فعلا در دست بررسی و توسعه است. تیم طراح در نظر دارد اپلیکیشنی نیز برای سیستم عامل iOS و همچنین ارتقا هایی در بخش سنسور ها، ماژول ها، لنز دوربین و اندازه و ظاهر این وسیله داشته باشد تا بتواند آن را به صورت یک ابزار کمکی همراه و منطبق با نیاز های یک فرد نابینا تبدیل و به زودی آن را به صورت انبوه وارد بازار کند.
منبع : نارنجی
![]()
با صفحه کلید مجازی در آینده زندگی کنید!
داشتن یک صفحه کلید مجازی بیشتر شبیه به یک داستان تخیلی است اما در حال حاضر این داستان تخیلی ،به حقیقت پیوسته است.صفحه کلید مجازی لیزری ساخته شده از طریق بلوتوث به گجت های مختلف متصل شده و قابل استفاده است.صفحه کلید مجازی لیزری یاد شده در صورتی که بر روی یک سطح صاف پیاده شود به راحتی قابل استفاده بوده ومشابه تایپ با یک صفحه کلید فیزیکی خواهد بود.
این مکعب لیزری که یک کیبورد مجازی را نمایش می دهد ،ابتدا برای آیفون و آی پد ساخته شده بود که احتمالا خبر های مربوط به آن را در برخی سایت ها دیده و یا شایعات مربوط به استفاده از این کیبورد مجازی در آیفون ۵ اپل را مطالعه کرده باشید ، اما در حال حاضر این گجت برای لپ تاپ ها و یا هر دستگاه بلوتوثی نیازمند به کیبورد بهینه شده و قابل استفاده است.به صورت کلی این کیبورد مجازی برای آیفون ۴s ، تبلت های بلک بری ، آندروئید ۲ و بالاتر، ویندوز فون۷ ،سیستم عامل مک و ویندوز های XP-ویستا-۷ قابل استفاده است.قیمت این کیبورد مجازی در حدود ۱۸۰ دلار است.
برخی ویژگی های دیگر این کیبورد مجازی:
قابلیت تغییر به حالت ماوس و استفاده از آن به عنوان یک ماوس مجازی با انگشت دست
شارژ از طریق USB
باطری های قابل شارژ و استفاده از آن تا ۱۵۰ دقیقه در صورت تایپ مداوم
صفحه کلید QWERTY در اندازه ۱۹ میلی متر
منبع : وبلاگ فارسی
![]()
با یک شارژر، چهار گجت را شارژ کنید
یکی از مشکلات دوستداران گجت های مختلف اینست که نیاز به شارژر دارند به خصوص گیک ها، همراه داشتن شارژر های مختلف در هنگام مسافرت است. در واقع همراه داشتن یکی از گوشی های هوشمند، دوربین های عکاسی، تبلت ها، به دلیل داشتن کانکتور های متفاوت جهت شارژ آنها، نیاز به داشتن چندین شارژر در سفر دارد که کمی آزار دهنده است. اما وجود یک شارژر جمع شونده ای که چندین شارژر را در خود جای داده باشد و آن را تبدیل به یک شارژر کند بسیار ارزشمند خواهد بود.
شارژری که در تصویر مشاهده می کنید با داشتن یک پوشش چرمی ،دارای تنها یک آداپتور بوده و به طور همزمان می توان تا چهار گجت مختلف را شارژ کرد.این شارژر گجت هایی که نیاز به میکرو USB، مینی USB، محصولات مختلف اپل و سامسونگ دارند را پوشش می دهد. از آنجایی که محصولات مختلف دو شرکت اپل و سامسونگ که رقابت تنگاتنگی نیز با هم دارند، دارای محبوبیت بالایی بوده طراحی این شارژر نیز به شکلی است که کانکتورشارژرهای مختلف محصولات این دوشرکت را پشتیبانی کند که نشان از طراحی هوشمندانه این شارژر همه کاره است.
منبع : وبلاگ فارسی
شاید برای اغلب ما پیش آمده که بخواهیم با استفاده از قطره چکان در چشم خود قطره ای بریزیم اما این کار همراه با مشکلاتی است که این ایده سعی در رفع آنها دارد.
واکنش طبیعی چشم ما در مقابل چیزی که به آن نزدیک می شود این است که پلک ها بسته خواهد شد و طبیعتا وقتی قطره چکان را به چشم نزدیک می کنیم همین اتفاق می افتد و ممکن است مقداری از مایع بروی پوست بریزد، خوب معمولا افراد برای حل کردن این موضوع پلک ها را با دو انگشت نگه می دارند اما حفظ نظافت کامل و استرلیزگی انگشتانی که مدام با سطوح مختلف تماس دارند بسیار سخت است.
در این ایده قطره چکان حاوی دو بازو است که پلک ها را باز نگه می دارند و سپس قطره با فشردن دکمه مخصوص در انتهای قطره چکان در چشم ریخته می شود ، کافی است چشم را بسته و قطره چکان را روی پلک ها قرار بدهیم و به آرامی آنرا به پایین فشار دهیم و کلید چکاندن را بفشاریم. طراح این ایده ilmo Ahn می باشد.
منبع : کاغذ.نت
![]()
قابلیت انتقال اطلاعات مستقیم بین دو فلش
یادش به خیر! یک زمانی برای انتقال اطلاعات از یک رایانه به سیستم شخصی خودمان، باید از فلاپی استفاده می کردیم. فلاپی ها حافظه بسیار محدودی داشته و نهایتا به درد انتقال فایل های متنی می خوردند. مدتی بعد CD (لوح فشرده) وارد بازار شد. در یک CD حدود 700 مگابایت اطلاعات ذخیره می شد. از فایل های متنی گرفته تا عکس و فیلم. سپس DVD متولد شد. که فرقش با cd در حجم اطلاعاتی بود که در خود ذخیره می کرد. بیشتر از 4 گیگابایت.
به گزارش ورد آی تی، بالاخره با آمدن ابزاری به نام Flash، تقریبا مشکلات انتقال اطلاعات برای همیشه بر طرف شد. مهمترین برتری فلش ها نسبت به CD یا DVD، امکان تبادل همیشگی اطلاعات بود، یعنی بدون محدودیت در تعداد دفعات نقل و انتقالات. به بیان ساده تر: " فلش مموری یک بار برای همیشه "
اگر چه تاکنون حافظههای فلش بسیار پیشرفتهای تولید شده است ولی هنوز انتقال اطلاعات بین دو فلش به صورت مستقیم وجود ندارد. U Transfer حافظه فلشی که در تصویر مشاهده میکنید به کاربر امکان میدهد تا بتواند اطلاعات دیجیتالی درون آن را بدون نیاز به رایانه به فلش دیگر انتقال دهد. روی سطح آن LCD کوچکی وجود دارد که اطلاعات انتقال داده شده به فلش دیگر را نشان میدهد. کافی است دو فلش را به یکدیگر متصل کنید تا انتقال دادهها صورت گیرد. اگرچه هنوز این محصول رسما به بازار عرضه نشده است اما تقاضا برای استفاده از آن زیاد پیش بینی شده است.
منبع : ورلد آی تی
![]()
هدست بی سیم هوشمند سونی و کارایی هایی فراتر از انتظار
اجازه ندهید نام این هدست شما را فریب داده و کارایی یک مدل معمولی را به یاد شما آورد. این هدست فقط برای گوش دادن به موسیقی نیست. کارایی و عملکرد آن حتی از یک ام پی تری پلیر معمولی نیز بیشتر است.
یکی از ویژگی های این گجت دارا بودن بلوتوث 2.0 برای برقراری ارتباط با دستگاه های سازگار با اندروید است. دو نوع صدای وابسته به محیط، چهار ست earbud و کابل یو اس بی نیز از دیگر ابزارهای جانبی آن است و هم چنین دارا بودن میکرو اس دی 2 گیگابایت (قابل ارتقا تا 32 گیگابایت) که به شما این امکان را میدهد موزیک های خود را در آن ذخیره نمائید.
قابلیت تبدیل متن به گفتار، نگه داری و مرتب کردن ایمیل های وارده و به روز رسانی شبکه های اجتماعی از دیگر مزایای این هدست نسبت به یک نوع معمولی آن است. با داشتن این هدست شما میتوانید تماس های وارده تان را نیز دریافت کرده و براساس آخرین لیست تماس های دریافتی حتی شماره گیری نیز بکنید.
این هدست همه کاره با قیمت 150 دلار در فروشگاه های سونی در حال فروش است، اگر واقعا این گجت به کار شما می آید و پس انداز کافی برای خرید آن را دارید بهتر است کمی عجله کنید.
منبع : نارنجی
![]()
ساخت کوچکترین هاردیسک جهان با تکنولوژی خاص
دانشمندان موفق به ذخیره یک بایت داده در هارددیسک مغناطیسی کوچکی شدند که خودشان آن را با تنها 96 اتم ساخته بودند. این پیشرفتی است که میتواند نوید تولید انبوه هارددیسکهایی را با ظرفیت 200 تا 300 برابر حجم متعارفشان بدهد.
به گزارش ورد آی تی , دانشمندان شرکت IBM و مرکز "پژوهشهای لیزر الکترونی آلمان" (CFEL)، با تولید کوچکترین هارددیسک دنیا به ابعاد 96 اتم و حجم یک بایت، رکورد جدیدی را در ساخت کوچک ترین هارد دیسک ثبت کردند. هارددیسکهای معمولی، برای ذخیره تنها یک بایت داده، به نیممیلیارد اتم نیازمندند. به عبارت دیگر، به کمک فناوری جدید، میتوان ظرفیت یک آیپاد تاچ را به 12.8 ترابایت رساند.سباستین لوت (Sebastian Loth) از CFEL سرپرست این پژوهش میگوید: "این ایده را به کمک پدیدهای که در طبیعت به وفور اتفاق میافتد، میتوان عملی کرد."منظور لوت از این پدیده، چگونگی چرخش الکترونها در یک اتم است. هارددیسکهای امروزی، نیازمند یک ماده مغناطیسی همچون آهن هستند تا جهت چرخش همه الکترونهایشان مشابه باشد. این هاردها با تفسیر نحوه جهتگیری مغناطیسی نواحی مختلف روی دیسک و نیز استفاده از یک محیط بیرونی برای انتقال دادهها به آن، کار خوانش اطلاعات را به ثمر میرسانند.
اما این مواد مغناطیسی، که به "فرومغناطیس" (ferromagnetic) معروف هستند را تا حد مشخصی میشود کوچک کرد. چراکه اگر نواحی مغناطیسی مختلف روی یک دیسک، بیش از اندازه به هم نزدیک شوند، میدانهای مغناطیسیشان با هم تداخل و کار ذخیرهسازی دادهها را مشکل میکند، و یا بهگفته لوت، "بهسختی میتوان اطلاعات را در این محیط مغناطیسی متراکم جای داد"، اما در موادی که ذاتاً مغناطیسی نیستند و به مواد "پادفرومغناطیس" (antiferromagentic) مشهورند، الکترونها جهت چرخش مشخصی ندارند و بهشکل خنثی عمل میکنند.لوت میگوید: "از آنجاکه نواحی پادفرومغناطیسی، فاقد میدان مغناطیسی هستند، میتوان بر تراکمشان افزود." در واقع دانشمندان میتوانند اطلاعات را در فضایی به عرض تنها یک نانومتر، جا بدهند.
براساس گزارش ورد آی تی ، این گروه، به کمک ابزار ویژهای موسوم به "میکروسکوپ تونلی- روبشی" (STM)، موفق به تولید این هارددیسک، از اتمهای منفرد شدند. آنها اتمها را به دقت در صفوف ششتایی قرار دادند و تنها دو صف برای ذخیره کردن یک بایت داده کفایت میکرد. از اینرو با هشت جفت صف ششتایی، یک هادردیسک به ظرفیت یک بایت ایجاد شد.هر جفت صف اتمها، شامل دو وضعیت مغناطیسی بالقوه به نمایندگی از صفر و یک است. گسیل یک پالس الکتریکی از میکروسکوپ STM کافی است تا نحوه جهتگیریِ مغناطیسی، از یک صف به صف دیگر انتقال یابد. از پالس الکتریکی ضعیفتری هم برای خوانش دادهها استفاده میشود.
ماتیاس بوده (Mathias Bode)، استاد فیزیک کاربردی دانشگاه ورزبورگ آلمان میگوید: "این پژوهش نشان میدهد شما تمامی پیشنیازهای لازم برای ذخیرهسازی داده بر یک ذره پادفرومغناطیسی را در اختیار دارید." این پژوهش، از منظر دیگری هم حائز اهمیت است: دانشمندان متوجه شدهاند حداقل چه تعداد اتم را میتوان تا پیش از حکمفرمایی قوانین محدودکننده کوانتومکانیکی، تحت کنترل گرفت. ظاهراً ۱۲ اتم، حداقل تعداد لازم برای چنین کاری است. کمتر از این تعداد، اطلاعات ذخیرهشدهمان با اثرات کوانتومی در هم میآمیزد و تفکیکشان از هم میسر نیست.
منبع : ورلد آی تی
![]()
اسپیکرهای تاشو برای گوشی و لپ تاپ
احتمالاً آخر هفته ای هست و به همراه خانواده یا دوستان خود به سفر و پیک نیک رفتهاید و دوست دارید در دل طبیعت به جای صدای اتومبیلها و هیاهوی آدمها از موسیقی دلنشینی به همراه همراهانتان لذت ببرید اما مطمئناً بلندگوی گوشی همراه یا لپ تاپ خود که به همراه دارید هر اندازه هم که خوب باشد پاسخگوی نیاز شما نخواهد بود لذا بهترین وسیله برای افزایش صدا و لذت بردن از موسیقی اسپیکر یا همان بلندگو است که هم سبک و کوچک باشد و هم کارا و با کیفیت. اما هرچقدر هم که کوچک باشند باز هم فضای قابل ملاحظه ای از کیف یا کوله شما را اشغال خواهد کرد پس بهترین راه حل میتواند یک اسپیکر فوق سبک و البته تاشو باشد که حجم زیادی را هم به خود اختصاص ندهد.
FYLM همان اسپیکری است که از آن صحبت میکنیم و محصول استودیوی طراحی Design Affairs میباشد. این اسپیکر بسیار نازک بوده و ضخامت آن در حدود یک چهارم میلی متر است و بنا بر ادعای طراحان آن بی نیاز از باتری میباشد و با دارا بودن جک ۳٫۵ میلی متری برای ارتباط ، انواع و اقسام گجت ها از قبیل گوشی همراه ، لپ تاپ و تبلت را پشتیبانی میکند. مهمترین ویژگی این بلندگو تاشو بودن آن است که به راحتی جمع شده و کمترین فضای ممکن را اشغال میکند. هنوز اطلاعات دقیقی از قیمت و تاریخ ورود FYLM به بازار نیست و هنوز در مرحله توسعه بسر میبرد. بیصبرانه منتظر ورود آن به بازار لوازم جانبی هستیم.
منبع : 1 آی تی بلاگ
اداره ثبت اختراعات آمریکا جدیدترین حق امتیاز اختراع (پتنت) ثبت شده توسط شرکت اپل را ثبت و جزئیات آن را منتشر کرد. این پتنت نشان میدهد که اپل ممکن است به دنبال راهاندازی یک قلم iPen برای اپل و دستگاههای آیفون باشد که البته بسیار ما را به یاد قلم جادویی گلکسی نوت سامسونگ میاندازد.
جزئیات قلم آی پن طبق جزئیات پتنت عبارت از "بازخورد لمسی برای کمک به حرکات کاربر در برنامههای کاربری سیستم عامل IOS اپل برای آیفون و تبلت این شرکت" است. با کمک این فناوری ،قلم آیپن میتواند به وسیله حسگرهای تشخیص جهت در زمانی که ای پن میچرخد کاربران را قادر به ترسیم خطوط نازکتر و نازم و نازکتر ،ضخیمتر، تیرهتر یا سبکتر کند.
بازخورد لمسی نیز دارای این امکان خواهد بود که در انتخاب یک آیکون مجازی توسط کاربر یا یک دکمه تائید مورد استفاده قرار گیرد. در حقیقت میتوان اذعان کرد که قلم آی پن اپل مانند یک قلم موی نقاشی است که بر روی بوم کشیده میشود و شما با توجه به شدت فشاری که بر روی قلم مو میآورید میتوانید ضخامت، نازکی، پررنگی و یا کم رنگی خطوط را ترسیم کنید.
استفاده از این قلم میتوان گسترده تر از جزئیات این پتنت باشد که میتوان به عنوان یک چیپ NFC و یا مانند قلم کنسول ۳DS نینتندو در بازیهای این شرکت تحول بزرگی ایجاد کند. به نظر میرسد اپل این بار از سامسونگ تقلید کرده است هر چند ایده پتنت اپل بسیار اریجینال است.
منبع : فارنت
![]()
شارپ رویای صفحهنمایشهایی به نازکی کاغذ را محقق کرد!
شرکت شارپ این هفته از پنلهای LCD و OLED مبتنی بر فناوری جدید ایگزو(IGZO) "اکسید ایندیوم گالیوم روی" رونمایی کرد. استفاده از فناوری ایگزو (اکسید نیمههادیها) به شارپ اجازه میدهد تا السیدیهایی با کوچکترین و نازکترین ترانزیستورهای موجود در کنار افزایش شفافیت پیکسلهای موجود در آنها بسازد. این فناوری همچنین در بخش OLED نیز بکار گرفته میشود تا به صفحه نمایشهایی به نازکی کاغذ دست پیدا کنیم.
استفاده از این فناوری همچنین کاهش مصرف انرژی را درپی دارد که با فناوری اختصاصی تنظیم عکس UV2A*3 موجود در سری تلویزیونهای AQUOS LCD ترکیب شده و صفحه نمایشهایی با کیفیت تصویر بالاتر خلق کنند.
اولین محصولات اولیه برپایه صفحهنمایشهای جدید "ایگزو السیدی" یک صفحه نمایش در اندازه ۴.۹ اینچ و دقت ۷۲۰ در ۱۲۸۰ پیکسل و یک صفحه نمایش ۶.۱ اینچی با دقت ۲۵۶۰ در ۱۶۰۰ پیکسل است که توسط شارپ رونمایی شد.
البته تا یادمان نرفته بگویم که در کنار این دو محصول که میتوان آنها را متعلق به آینده دانست شارپ در دسته همین محصولات آینده جهان، یک صفحه نمایش منعطف ۳.۴ اینچی با دقت ۵۴۰ در ۹۶۰ پیکسل که تصویر آن را در همین مطلب میبینید و صفحه نمایشهای الئیدی را رونمایی کرده است که یکی از آنها ۱۳.۵ اینچی با کیفیت QFHD و دقت ۳۸۴۰ در ۲۱۶۰ پیکسل با فناوری White OLED با فیلترهای رنگ RGB است.
منبع : فارنت
![]()
فکر برتر تکنولوژی در برابر سارقین وسایل !
آقا دزدها حتما بخوانند
استفاده از تکنولوژی RFID امروزه خیلی فراگیر شده و تا حدی که از این فناوری در مدارس آمریکا نیز برای کنترل بهتر رفت و آمد دانش آموزان استفاده میشه. قبلا این تکنولوژی بیشتر برای جلوگیری از سرقت در فروشگاه های بزرگ بکار می رفت و کم کم در همون فروشگاه های بزرگ برای معرفی محصولات و اطلاعاتی در باره آنها استفاده شد.
حالا میکروچیپ هایی طراحی شده اند که کوچکتر از بند انگشت هستند. تفاوت این تکنولوژی با اونی که در بالا گفتم اینه که اولی برای جلوگیری از سرقت بکار میره اما این میکروچیپ برای بعد از سرقت طراحی شده. به طوریکه این میکروچیپ رو در وسایل الکترونیکی و یا وسایلی که فکر می کنید بیشتر سرقت می شوند مثل دوچرخه یا ادوات موسیقی جاساز می کنید. یک گیرنده هم همواره در حال دریافت سیگنال از طریق این میکروچیپ هست. با این تفاسیر شما بعد از سرقت می تونید بفهمید که وسیله دزدیده شده شما چه مسیری رو داره طی میکنه.
این میکروچیپ به همراه یک عدد چسب برای چسباندن آن به وسایل مورد نظر با قیمت ۱۰۰ دلار عرضه شده. البته باید مراکزی برای ساپورت این میکروچیپ ها تعبیه بشه که بعد از فراگیری از این میکروچیپ ها قطعا انجام میشه.
فکر می کنم با این طرح درصد دزدی وسایل به شدت کاهش پیدا می کنه چون تصور کنید این چیپ رو داخل خودروی خود جاساز کنید، بعید می دونم کسی با علم بر این که به سادگی بعد از سرقت، مسیریابی خواهد شد باز دست به دزدی بزنه !
منبع : خوارزمی
کلامی از شیخ بهایی:
آدمی اگر پیامبر هم باشد از زبان مردم آسوده نیست، زیرا:
اگر بسیار کار کند، میگویند احمق است !
اگر کم کار کند، میگویند تنبل است !
اگر بخشش کند، میگویند افراط میکند !
اگر جمع گرا باشد، میگویند بخیل است !
اگر ساکت و خاموش باشد، میگویند لال است !
اگر زبان آوری کند، میگویند وراج و پر گوست !
اگر روزه برآرد و شبها نماز بخواند، میگویند ریا کار است !
و اگر نکند، میگویند کافر است و بی دین !
لذا نباید بر حمد و ثنای مردم اعتنا کرد
و جز از خداوند نباید از کسی ترسید.
پس آنچه باشید که دوست دارید.
شاد باشید، مهم نیست این شادی چگونه قضاوت شود.
نظر گاندی در مورد هفت چیزی که بدون هفت چیز دیگر خطرناک هستند:
ثروت بدون زحمت
دانش بدون شخصیت
علم بدون انسانیت
سیاست بدون شرافت
لذت بدون وجدان
تجارت بدون اخلاق
و عبادت بدون ایثار
این هفت مورد را گاندی تنها چند روز پیش از مرگش بر روی یک تکه کاغذ نوشت و به نوه اش داد. اعتقاد بر این است که وی این موارد را در جست و جوی خود برای یافتن ریشه های خشونت شناسایی کرد. در نظر گرفتن این موارد، بهترین راه جلوگیری از بروز خشونت در یک فرد و یا جامعه است.
جملاتی زیبا درباره تجارت:
درآمد: هیچگاه روی یک درآمد تکیه نکنید، برای ایجاد منبع دوم درآمد سرمایه گذاری کنید.
خرج: اگر چیزهایی را بخرید که نیاز ندارید، بزودی مجبور خواهید شد چیزهایی را بفروشید که به آنها نیاز دارید.
پس انداز: آنچه که بعد از خرج کردن می ماند را پس انداز نکنید، آنچه را که بعد از پس انداز کردن می ماند خرج کنید.
ریسک: هرگز عمق یک رودخانه را با هر دو پا آزمایش نکنید.
سرمایه گذاری: همه تخم مرغ ها را در یک سبد قرار ندهید.
انتظارات: صداقت هدیه بسیار ارزشمندی است، آن را از انسانهای کم ارزش انتظار نداشته باشید.
رازی جادویی در انسان:
یک راز جادویی در وجود انسان هست که می توان به او تکنیک ساده گرفتن یا آسان گیری لقب داد و اینکه بسیاری از مردم از جواب دادن به مسایلی که طی روز با آنها درگیر می شوند، عاجزند، فقط و فقط به خاطر اینکه تصورشان از مشکل از خود مشکل بزرگتر است.
میگن در مسابقه ای از یک دانشمند ریاضی پرسیدند ۲ به علاوه ۱ چند میشه...!؟ از اونجایی که طرف یک ریاضیدان بزرگ بود و فکر می کرد باید نکته غریبی در مسئله باشه، یک هفته وقت خواست تا به مسئله فکر کنه، روزها و شب ها بدنبال جواب گشت و یک هفته بعد با کوهی از جواب های پیچیده برگشت (۲ به علاوه ۱ میشه ۲۱ ، یا ۱۲، و یا اگر اینطور باشه، میشه ...) . اما در همین حین، یک کودک دبستانی آرام گفت ۳، و جایزه را برد.
واقعا گاهی اوقات دانش زیاد به خودی خود مانعی موثر برای یافتن پاسخ مجهولات می شود. و بقول انیشتین : اگر نتوانید یک مساله پیچیده را به زبان خیلی ساده برای خودتان و دیگران توضیح دهید آن مسئله را از اساس نفهمیده اید.
کلامی شایسته از مولانا:
در جهان تنها یک فضیلت وجود دارد
و آن آگاهی است و تنها یک گناه و
آن جهل است
یک رباعی زیبا از خیام:
تا کی غم آن خورم که دارم یا نه
وین عمر به خوشدلی گذارم یا نه
پر کن قدح باده که معلوم نیست
کاین دم که فرو برم بر آرم یا نه
جملاتی ماندگار از سهراب:
نه تو می مانی و نه اندوه
و نه هیچیک از مردم این آبادی ...
به حباب نگران لب یک رود قسم،
و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت،
غصه هم می گذرد،
آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند ...
لحظه ها عریانند.
به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز.
دکتر علی شریعتی:
همه بشرند اما فقط بعضی ها انسـان اند ...
بیل گیتس:
من در رقابت با هیچکس جز خودم نمیباشم. هدف من مغلوب نمودن آخرین کاری است که انجام داده ام.
آرتور کلارک:
تنها راه کشف ممکن ها، رفتن به ورای غیر ممکن ها است.
ژوبرت:
برای یاد گرفتن آنچه می خواستم بدانم احتیاج به پیری داشتم
اکنون برای خوب به پا کردن آنچه که می دانم، احتیاج به جوانی دارم.
چرچیل:
بزرگترین درس زندگی اینست که گاهی احمق ها درست می گویند.
جک لندن:
هیچ می دانی فرصتی که از آن بهره نمی گیری، آرزوی دیگران است؟!
جااولیور هاینز:
مردم اشتباهات زندگی خود را روی هم می ریزند و از آنها غولی بوجود می آورند که نامش تقدیر است.
باس:
بزرگترین بدبختی آن است که طاقت کشیدن بار بدبختی را نداشته باشیم.
موریس مترلینگ:
آدمی ساخته ی افکار خویش است فردا همان خواهد شد که امروز می اندیشیده است.
آنتوان چخوف:
دانشگاه تمام استعدادهای افراد، از جمله بی استعدادی آنها را آشکار میکند.
نیچه:
آنکه می خواهد روزی پریدن آموزد، نخست می باید ایستادن، راه رفتن، دویدن و بالا رفتن آموزد. پرواز را با پرواز آغاز نمی کنند.
لارنس استرن:
اگر قرار باشد بایستی و به طرف هر سگی که پارس میکند سنگ پرتاب کنی، هرگز به مقصد نمیرسی.
لویی فردینان سلین:
هرگز فوراً بدبختی کسی را باور نکنید، بپرسید که می تواند بخوابد یا نه؟
اگر جواب مثبت باشد، همه چیز روبراه است. همین کافی است!
ژان پل سارتر:
به چه دردم می خورد که دوستم بدارند؟ اگر تو مرا دوست بداری لذتش را تو می بری نه من.
میلان کوندرا:
این دشمنان نیستند که انسان را به تنهایی و انزوا محکوم می کنند بلکه دوستانند.
وین دایر:
باید در زندگیتان چیزی وجود داشته باشد که به خاطر آن از بستر خارج شوید!
آلدوس هاکسلی:
یکی از فواید اصلی رفیق این است که جور تلافی هایی را که می خواهیم ولی نمی توانیم سر دشمنانمان درآوریم بکشد!
آلبر کامو:
همیشه روزهایی هست که انسان در آن کسانی را که دوست می داشته است بیگانه می یابد!
والتر بنیامین:
اینکه همه چیز به روال همیشگی پیش میرود، خود همان فاجعه است!
ماکسیم گورکی:
انسان بـا مقاومتی کـه در مقابل محیط می کند خـود را می سازد.
دکتر علی شریعتی:
مادرم می گفت: عاشقی یک شب است و پشیمانی هزار شب
اما هزار شب است پشیمانم که چرا یک شب عاشقی نکرده ام
خورخه لوئیس بورخس:
همیـشه توان این را داشته باش تا از کسی یا چیزی که آزارت می دهد بـه راحتی دل بکنی!
ریچارد براتیگان:
جهنمی بدتر از آن نیست، که مدام به یاد بیاوری بوسه ای را که اتفاق نیفتاده است!
گابریل گارسیا مارکز:
شوهر کردن بخاطر پول و بی عشق بدترین نوع خودفروشی است ...
آرتور شوپنهاور:
انسان های وحشی یکدیگر را می خورند و انسان های متمدن، یکدیگر را فریب میدهند.
آلبر کامو:
کسانی که مدعی اند همه چیز را می دانند و همه چیز را می توانند درست کنند، سرانجام به این نتیجه می رسند که همه را باید کُشت...!
توماس ادیسون:
زنها اختراعهای بزرگی نکرده اند، اما مخترعان بزرگ را پرورش داده اند..
مارسل پروست:
زمان آدمها را دگرگون میکند اما تصویری را که از ایشان داریم ثابت نگه میدارد. هیچ چیزی دردناکتر از این تضاد میان دگرگونی آدمها و ثبات خاطره نیست.
رومن گاری:
پیش از آنکه کسی در راه خیانت گام بردارد، لازم است که عشق فراوانی را بیهوده هدر داده باشد.
کــوروش بزرگ:
من با هیچکــس بر سر آیین و باوری که دارد نمی جنگم
چرا که خـــدای هر کس همانیست که خـــرد او می گوید
گویند اسکندر قبل از مرگ وصیّت کرد:
هنگام دفنم دست راست مرا بیرون از خاک بگذارید، پرسیدند چرا ؟
گفت : میخواهم تمام دنیا بدانند که اسکندر با آن همه شکوه و جلال دست خالی از دنیا رفت.
متنی تامل برانگیز از یک ناشناس:
فرزند عزیزم
آن زمان که مرا پیر و از کار افتاده یافتی
اگر هنگام غذا خوردن، لباس هایم را کثیف کردم و یا نتوانستم لباسهایم را بپوشم
اگر صحبت هایم تکراری و خسته کننده است
صبور باش و درکم کن
به یاد بیاور، وقتی کوچک بودی، مجبور می شدم روزی چند بار لباسهایت را عوض کنم
برای سرگرمی یا خواباندنت مجبور می شدم بارها و بارها داستانی را برایت تعریف کنم
وقتی نمی خواهم به حمام بروم، مرا سرزنش نکن
وقتی بی خبر از پیشرفت ها و دنیای امروز، سئوالاتی می کنم با تمسخر به من ننگر
وقتی برای ادای کلمات یا مطلبی، حافظه ام یاری نمی کند، فرصت بده و عصبانی نشو
وقتی پاهایم توان راه رفتن ندارند، دستانت را به من بده ... همانگونه که تو اولین قدم هایت را در کنار من برداشتی
زمانی که می گویم دیگر نمی خواهم زنده بمانم و می خواهم بمیرم، عصبانی نشو ... روزی خود می فهمی
از اینکه در کنارت و مزاحم تو هستم، خسته و عصبانی نشو
یاریم کن، همانگونه که من یاریت کردم
کمک کن تا با نیرو و شکیبایی تو، این راه را به پایان برسانم
فرزند دلبندم، دوستت دارم
منبع:پرشین استار